پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
67
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
مىكند نشاندهد . نخستين زوج انسانى كه خدا آنها را از بهشت رانده است و اينك خود را در جهانى ناسازگار تنها مىيابند ، از قواى شرّ ساكن طبيعت احساس بيم مىكنند . ابليس در كمين آنها بود ، و چون حوّا آبستن شد ، حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ ( به بارى سبك باردار شد و يكچند بر آن بر آمد ، اعراف ، 189 ) ، ناگهان به شكل انسانى به نام حرث « 61 » نزد او آمد و گفت : « اى حوّا ، آنچه در شكم دارى شايد جانورى باشد ! » حوّا پاسخ داد : « نمىدانم » ، و ابليس رفت . ولى فَلَمَّا أَثْقَلَتْ ( چون سنگين بار شد ) ، ابليس ، همچنان در همان شكل دوباره نزد او آمد و پرسيد : « حوّا ، چه احساس مىكنى ؟ » چون نخستين القاء او تأثير خود را در روحش بخشيده بود ، پاسخ داد : « مىترسم در شكمم همان چيزى باشد كه تو مرا از آن ترساندى ، زيرا وقتى كه نشستهام ، ديگر نمىتوانم برخيزم ! » ابليس گفت : « ببينم ، اگر من از خدا درخواست كنم كه آنچه در شكم دارى يك موجود انسانى ، مانند آدم و خودت ، كند ، آيا او را به نام من خواهى ناميد ؟ » حوا پذيرفت و نزد آدم رفت و ماوقع را به او باز گفت و هر دو پروردگار خود را خواندند و گفتند : لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ( اگر ما را فرزند صالحى عطا فرمايى از سپاسگزاران تو خواهيم بود ، اعراف 189 ) . ولى وقتى كه خدا چنين فرزندى به آنها عطا فرمود ، ابليس بار ديگر نزد حوّا آمد ، و اين بار براى وامخواهى . حوّا پرسيد : « نامت چيست ؟ » ابليس به دروغ گفت : « عبد الحرث » ، و حوّا پسر خود را به اين نام ناميد . بدينگونه ، نخستين كودكى كه به دنيا آمد « بندهء شيطان » ناميده شد ، و مقاتل نتيجه مىگيرد كه به همين سبب بود كه خداوند افزود : فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما ( و چون او به آنها فرزندى صالح عطا كرد ، ايشان براى او در آنچه به آنها عطا كرده بود قائل به انبازانى شدند ، اعراف ، 190 ) . 2 . ما در اينجا در مورد شخصيت ابراهيم ( ع ) زياد درنگ نخواهيم كرد ، هر چند او در قرآن مقامى اساسى دارد . تفسير مقاتل چندان فراتر از آنچه قبلا با تفصيل بسيار در داستانهاى قرآنى دربارهء ابراهيم پرداخته شدهاست نمىرود . اگر به بازگويى آنها بپردازيم ، لاجرم به تشريح همهء تعاليم قرآنى دربارهء اين شخصيت توراتى كشانده مىشويم . و اين هدف ما در اينجا نيست ؛ خاصّه آنكه پيش از اين در اين باب تحقيق كردهاند . « 62 » [ موسى ] اما وضع موسى ( ع ) كه در اديان سهگانهء توحيدى و در همهء اعصار ملهم غنىترين موضوعات استعارى در تفاسير روحانى بوده ، با وضع ابراهيم متفاوت است . تفسير مقاتل نشان مىدهد كه داستانهاى قرآنى مربوط به موسى بسيار زود تفسير اسلامى را متوجه تأمّلى در
--> ( 61 ) . طبرى نيز اين مطلب را مىآورد و مىنويسد : « ابليس پيش از نافرمانى حارث نام داشت ( تفسير طبرى ) . اين نام را گاه حارث مىنويسند و گاه حرث . ( 62 ) . نگاه كنيد به : Moubarac , Ab rahamdanslecoran , vrin ، 1958 .